سفارش تبلیغ
صبا ویژن

رنگین کمان

میخوام از عشق بگم ! از کلمه ای با وسعتی ....

نمیدونم تاحالا کسی پیدا شده که یه کادوی زرورق پیچ خوشگل بده دستت که بگه توش عشقه !‌یا نه ؟

گرچه متاسفانه گاهی تو خیال این کادو رو از دست اونیکه دوست داریم میگیریم ....

از تمام حسهایی که همراه این کلمه پا به زندگی آدم میذاره چه مثبت چه منفی بگذریم !‌ از لحظاتی که برای یه عمرت خاطره میشه یا از خاطره هایی که یه عمر سوهان روحت میشه !

بیاین چندتا حالت رو با هم ببینیم

گاهی یکی پیدا میشه بهت میگه عاشقتم ... از اونجا که نپسندیدیش روز و شب به کامت زهر میشه تا دکش کنی !

یکی پیدا میشه بهت میگه عاشقتم ...  اونقدر زاقارته که فقط میخوای بری خودتو بکشی !

گاهی یکی پیدا میشه بهت میگه عاشقتم ... تو هم طرف رو میپسندی و دنیا به کامتون میشه !

حالا چندتا حالت داره :

یا با هم میمونین و عاقبتتون یه ازدواج پایدار میشه که بهتون تبریک میگم

یا بعد یه مدت تو حس میکنی اون به دردت نمیخوره و میذاری میری ...

یا بعد یه مدت اون حس میکنه تو به دردش نمیخوری و میذاره میره ....

بعد رفتن یکی ، کلی حس سراغ اون یکی میاد ... نفرت ، حسرت ، رنج ، شکست ....

برا من اینها مهم نیست !‌

طرف اونقدر مرد بوده ( چه زن چه مرد ) که بهت بگه نمیتونم کنارت بمونم و میره ....

درد اونجاست که یکی میاد ، میگه میمونم ،‌ تمام زندگیتو بهش میدی  ، بعد میره !‌ درست مثل مهمونی مه از خونه ی میزبانش دزدی میکنه !!!!!!!!!!!!!

درد من از اینه که یه عده به اسم عشق خیانتی میکنن که نمیشه قبولش کرد !‌

از دخترها میگم :

دختره برای پر کردن خلاهایی که داره با چند تا پسر در ارتباطه !‌جالبه که برا همشون میمیره ، جون همشون هست !‌ عشق همه هست و عاشق همه است !‌

گاهی هم بجای گرفتن پول توجیبی از باباجون از چندتا دوستت دارم و عاشقتم استفاده میکنه !‌

گاهی ....

حالا از پسرها بگم :

هستند پسرهایی که از دوست دخترهاشون به عنوان کارت هدیه استفاده میکنن!

اما درد اصلی اونجاست که برای رفع نیازهای جنسیشون عشق رو به لجن میکشن !‌

بیاین به عشق رحم کنیم و به بهانه ی عشق ...

 




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 89/11/24 توسط سارا

بگیر این نعمتت را نخواستم

اینبار شکر نمیگویم ! بخواهی کفر هم میگویم تا بگیری از من این نعمت را !

اصلا نمیخواهم ! نگو جنس فروخته شده پس گرفته نمیشود حوصله ندارم ! آخر اتحادیه و صنف و بالای دست هم نداری شکایتت را ببرم پیشش!

خودت بیا بگیر این نعمتت را که موجب رنجم شده !

میشود فلج شوم و دیگر این عضلات کار نکنند؟

خدایا عصبانیم ! دیگر لبخند نمیخواهم ! میخواهی لبهایم را هم بکنم ؟ از هرچه لبخند است بیزارم ! از هرچه گشاده رویی است دلگیرم ! نخواستم گشاده رویی! خدا بگیر این قدرت را از عضلات صورتم که بیچاره ام کرد !

دیگر نمیخواهم لبخند به لبانم بیاید ! چه کنم ؟

هربار که لبخند زدم درجواب هر لبخندم خنجری بر پشتم وارد شد ! 

باورت میشود بنده ات به جایی برسد که بخواهد یکی از شیرین ترین نعمتهایت را پس بدهد؟ 

تردینه احساس مرا آزارها دادند

 پ .ن 1: خدااااااااااااااا تو که میدونی پشت این لبخندها هیچی نیست ! نمیخوام بیا پسشون بگیر! هر لبخند چند قطره اشک داشت؟! شمردی؟

پ . ن 2:

* فرم انصراف *

آموزش دانشگاه دنیا کجاست ؟ میخوام فرم انصراف پرکنم !

پ . ن 3 :

* برآورد فاصله ای *

احتمال فاصله ای موضوعی را برآورد کردم ! به احتمال 99.9% من در فاصله ی0.00000000000000000000001% جنون هستم

 

 

 




نوشته شده در تاریخ جمعه 89/11/15 توسط سارا

سلام

منو بی نصیب از دعا هاتون نذارین

برای دانلود مداحی های محرم 89 حتما به سایت تکدید سر بزنید!

منم دعا کنین




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 89/9/24 توسط سارا

سلامممممممممممم

ارباب صدای قدمت می آید

محرم ماه محرم خدا شدن است !

خدا باز اومد خواستگاری دلت ! میخواد محرمت شه !

مواظب باش ! حالا که اومده خواستگاری تو هم قدر خودتو بدون برای همیشه محرمش شو !

نه فقط همین دوماه ! نه فقط همین 10 شب !

منم دعا کن که روزهای سختی میگذرونم !

 




نوشته شده در تاریخ جمعه 89/9/19 توسط سارا

سلام نیومدم آپ کنم اما اینقدر اعصابم داغونه که نمیتونم !

زندگی من به خاطر دوستهای زیادی که دارم و لطفی که دوستهام بهم دارن همیشه شور و هیجان داره ! اما این بار از این شور حالم بهم ریخته اساسی !

موندم !

این پسرها که اینهمه از نامردی دخترها میگن و منم میگم آره وجود داره ! آره بعضی از دخترها واقعا نامردن ! پای عمل خودشون چقدر وامیستن ؟!

اگه بد مینویسم یا بی پرده و رک ببخش !

ماجرایی که اتفاق افتاده خیلی فاجعه است !

10 روز پیش نطفه ای بسته شده که نباید ! نباید رو میفهمی؟!

و ما 2 روزه که ازش خبر داریم !

دوروز عزای عمومی ! دوروز خون گریه کردن دوستم و من و یک جمله که آروم باش عزیزم!

منم و یک سئوال ؟!

چرا دیگه مردانگی وجود نداره ؟

 خبط بوده ! خطا بوده ! گناه بوده !

اما این که جا خالی کنی و یه دختر 18 ساله رو با یه بچه که تو رحمش جا خوش کرده و داره ذره ذره روحشو میخوره به جای خون تنش! تنها بذاری یعنی چی ؟!

جواب اینو به من بگو !




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 89/9/7 توسط سارا
<   <<   6   7   8   9   10   >>   >
درباره وبلاگ

سارا
به دنبال خودم که میگشتم او را یافتم ! چند وقتی است عجیب عاشقم
sj.mashadi@yahoo.com
bahar 20